ميرزا حسن حسينى فسايى

743

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

عند اللّه و نواب فرمانفرما در اين منزل فهليان ، رخصت انصراف يافته ، عود به شيراز نمود « 1 » و موكب همايون حركت فرموده از منزل سراب سياه « 2 » و حوالى قريه باشت « 3 » و منزل دوگنبدان « 4 » و منزل ليشتر « 5 » و صحراى خيرآباد « 6 » گذشته ، در يك فرسخى شمالى بلده بهبهان نزول فرمود و غره رمضان « 7 » را توقف نمود ، پس قطع منازل فرموده روز نهم اين ماه رمضان « 8 » وارد شهر شوشتر شدند ، پس نهضت فرموده ، از شهر دزفول و منازل ديگر گذشته ، در بلدهء خرم‌آباد نزول اجلال نمود . و عيد نوروز سال بارس‌ئيل در بيست و پنجم ماه مبارك رمضان اين سال : [ 1245 ] « 9 » اتفاق افتاد و موكب و الا از طريق بروجرد و همدان رايات جلال افراشته ، روز هشتم ماه ذيقعده اين سال « 10 » ، به كامرانى در دار الخلافه طهران نزول اجلال فرمود . و ايام محرم سال 1246 : به تعزيت‌دارى و سوگوارى بر حضرت خامس آل عبا ( ع ) گذرانيد و در اين سال مير مراد على خان والى مملكت سند « 11 » كه خود را از چاكران درگاه شاهنشاهى مىشمرد ميرزا محمد على نام شيرازى « 12 » ، را از جانب خود سفير نموده ، با عريضهء عبوديت فريضه و سه زنجير فيل و اشياء نفيسه ، ايفاد دربار معدلت‌مدارى نمود و سفير مملكت سند از بيابان بلوچستان وارد بندر عباس گرديد ، پس از راه طارم و فرگ و داراب و فسا و سروستان در اواخر ماه صفر اين سال به شيراز رسيده ، بعد از آسايش به جانب طهران حركت نموده ، روز يازدهم ماه ربيع دويم اين سال « 13 » وارد طهران شده ، مورد عنايت شاهنشاهى گرديد . و عيد نوروز سال توشقان‌ئيل در روز ششم ماه شوال « 14 » اتفاق افتاد و چون ميان شاهزادگان عظام ، محمد تقى ميرزا حسام السلطنه والى بروجرد و محمد حسين حشمت الدوله والى كرمانشاهان غبار و نقارى بود ، اعليحضرت شاهنشاهى براى دفع كدورت و التيام آنها ، رايات جلال افراشته در ششم ماه ذيحجه اين سال « 15 » از طهران نهضت فرموده به آن صفحات تشريف برده ، بعد از التيام شاهزادگان ، موكب و الا حركت فرموده ، در روز غره محرم سال 1247 « 16 » در چمن قهنير « 17 » ، از نواحى چهارمحال اصفهان نزول

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 728 ، ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 44 . ( 2 ) . از توابع رامهرمز ( فارسنامه ناصرى ، ج 2 ) . ( 3 ) . از دهات ناحيه باوى كوه‌گيلويه ( گفتار دوم ، فارسنامه ناصرى ) . ( 4 ) . از دهات ناحيه باوى كوه‌گيلويه ( گفتار دوم ، فارسنامه ناصرى ) . ( 5 ) . از دهات باوى كوه‌گيلويه ( گفتار دوم ، فارسنامه ناصرى ) . ( 6 ) . از دهات حومه بهبهان ( گفتار دوم ، فارسنامه ناصرى ) . ( 7 ) . برابر با 24 فوريه 1830 . ( 8 ) . برابر با 4 مارس 1830 . ( 9 ) . برابر با 21 مارس 1830 . ( 10 ) . برابر با اول مه 1830 . ( 11 ) . از خانواده طالپور سند كه در حيدرآباد حكومت داشت . ( 12 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 52 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 724 . ( 13 ) . برابر با 29 سپتامبر 1830 . ( 14 ) . برابر با 21 مارس 1831 . ( 15 ) . برابر با 18 آوريل 1831 . ( 16 ) . برابر با 12 ژوئن 1831 . ( 17 ) . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 741 : ( قهيز ) .